خرید بک لینک




میشه امشب توی خیمه بمونم؟

میشه فردا همراهت باشم تا تهش؟

میشه؟؟؟

برچسب: الحمدلله, نویسنده: آراد صفری تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 12:55

سلام زنگ گوشی م که توی این 8 سالی که دارمش، فقط منتظر تماس تو بوده تا به صدا در بیاد... این روزها به طرز فجیعی برام آزار دهنده و عصبی کننده شده... هر بار صداش میاد، رسما هیستریک میشم!! و فقط دنبال راه فرار میگردم. میدونم که طرز برخوردم و رفتارم و حرف زدنم باهاش خوب نیست پیرزن بیچاره... ولی دیوانه دارم میشم... و او میگه:" مادر نشدی که بفهمی..." فقط دنبا راه چاره ام... و نمیدونم اون راه چیه. پی نوش

برچسب: طرفه؟, نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

سلام چهار سال قبل، وقتی توی همین ایام، بیشترین فشار ممکن از هر نظر که فکرش رو بکنید تحمل میکردم که بتونم مهمترین مانع پیش رویم برای ادامه ی تحصیل در خارج از ایران (یعنی آزمون TOEFL ) رو با موفقیت و نمره ی خیلی بالا ، بگذرونم شاید هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم که این آزمون میتونه چه تأثیر عمیقی روی زندگی و اینده ی من بذاره. البته فکر میکردم تأثیر میذاره، ولی نه اینجوری... شدت و میزان و درجه و حد استر

برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

سلام روزها چنا پرمشغله و با شتاب میگذرن که اصلا وقت نمیکنم بهشون فکر کنم... اصولا این مدت وقت نکرده ام به هیچی فکر کنم. شاید نزدیک به سه هفته ست که دفترم رو ننوشته ام! حتی وقت نمیکنم که دلتنگت بشم. گرچه که دلخورم به شدت... بلاخره برنامه ی نه ماه آینده ام مشخص شد. شش روز هفته صبح و بعد از ظهر کلاس دارم. و امیدوارم که پربرکت باشه این زحمت شدید. مشغولیاتم ، همه علاقه های همیشگی و خیلی زیادم بوده. و ا

برچسب: گزارش, نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

سلام دیروز بدون حضور من، آقای کارپسند از بیمارستان مرخص شد. زحمت کارهای ترخیص با بابا بود. و درخواست کرده بودم که طوری رفتار کنه و حرف بزنه که این پرونده بسته بشه. برای هممون بسته بشه. همه ی امانتی ها رو تحویل دادم. و همه ی راههای وابستگی رو هم نسبتا مسدود کردم! حساب با علی هم صاف شد ( و بنده ی خدا پسر دایی بیچاره م رو هم مادر بیچارهههه کرده بود!! ) الان او خانه ست. و نزدیک به 24 ساعت هست که هیچ

برچسب: کارپسند, نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

سلام

مبارک باشه پیرهن مشکی ت..


برچسب: پیرهن, نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

سلام ما با هم زیاد از عشق حرف زده ایم. از همه جور عشق... و بارها با هم گریه کرده ایم... اما، تجربه ی اونشب یه چیز دیگه بود اینکه من با چه ترس و لرزی بهت هدیه داده باشم... صدای دسته بیاد و تو از عاشقی هات بگی و چشمهات هِی پر از اشک بشه... اما نچکه... بهم گفتی، فقط باید دوستش داشته باشی. همین کافیه... و من همه ی این روزها دارم به حرفهات فکر میکنم... و اینکه چقدر دورم... و اینکه... چقدر فکر نمیکردم

برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 22:48

صفحه بندی